دیجیتال مارکتینگ در سادهترین تعریف، استفاده از ابزارهای آنلاین و کانالهای الکترونیکی برای برقراری ارتباط با مشتریان فعلی و بالقوه، تبلیغ محصولات یا خدمات و در نهایت رشد کسبوکار است. این حوزه نه تنها شامل تبلیغات پولی و شبکههای اجتماعی میشود، بلکه هر اقدامی از ارسال یک ایمیل ساده تا بهینهسازی پیچیده برای موتورهای جستجو را در بر میگیرد تا نام تجاری شما در جایی که مشتریان وقت میگذرانند، دیده شود. در عصر حاضر که حضور فیزیکی بدون پشتیبانی دیجیتالی معنایی ندارد، دیجیتال مارکتینگ حکم شریان حیاتی را دارد؛ زیرا به کسبوکارها اجازه میدهد تا با صرف هزینهای کمتر و با دقت بالاتر، مخاطبان هدف خود را یافته، تعامل ایجاد کرده و نتایج ملموسی در فروش و آگاهی از برند مشاهده کنند.
اگر هنوز کسبوکار خود را در جهان آنلاین تثبیت نکردهاید، در حقیقت بخش عظیمی از مشتریان احتمالی خود را از دست دادهاید. تصور کنید که یک فروشگاه بزرگ و مجهز دارید، اما درب ورودی آن را مخفی نگه داشتهاید. این دقیقاً همان کاری است که کسبوکارهای بدون استراتژی دیجیتال مارکتینگ انجام میدهند. جهان دیگر منتظر باز شدن درهای سنتی نمیماند؛ همه چیز در جیب و کف دست مشتریان اتفاق میافتد. در مجله چیتا، ما در طول سالها شاهد تحولات بیشماری بودهایم و هر روز میبینیم که چگونه شرکتهایی که دیروز در بازار رقابت میلرزیدند، با استفاده هوشمندانه از ابزارهای دیجیتال، امروز به رهبران بازار تبدیل شدهاند. این تحول، نه یک گزینه، بلکه یک الزام حیاتی برای بقا و پیشرفت است.
با مطالعه این راهنما، شما نه تنها با دیجیتال مارکتینگ چیست و چرا برای رشد هر کسب و کاری در عصر حاضر ضروری است؟ آشنا میشوید، بلکه یاد میگیرید چگونه اجزای کلیدی این سیستم را شناسایی کنید، تفاوت آن را با بازاریابی سنتی درک کنید، و مهمتر از همه، چگونه یک استراتژی عملی و دادهمحور را برای کسبوکار خود طراحی و پیادهسازی کنید تا رشد واقعی و قابل اندازهگیری را تجربه نمایید.
دیجیتال مارکتینگ چیست؟ فراتر از تعریف ساده
برای درک کامل این مفهوم، باید ابتدا دیجیتال مارکتینگ را نه به عنوان یک بخش مجزا، بلکه به عنوان یک اکوسیستم کامل و پویا در نظر بگیریم. این رشته، مجموعهای از فعالیتهای بازاریابی است که از طریق دستگاههای الکترونیکی یا اینترنت انجام میشوند. این اکوسیستم، شامل کانالها و استراتژیهای بسیار متنوعی است که همگی یک هدف مشترک دارند: اتصال برند به مخاطب در دنیای دیجیتال.
تاریخچه مختصر: از بنر تبلیغاتی تا هوش مصنوعی
بازاریابی دیجیتال مفهومی نیست که یک شبه ظهور کرده باشد. ریشههای آن به دهه ۱۹۹۰ و ظهور اینترنت جهانی (World Wide Web) بازمیگردد. در آن زمان، اولین بنرهای تبلیغاتی، که اغلب نرخ کلیک بسیار بالایی داشتند، نقطه شروع این تحول بودند. با ورود موتورهای جستجو مانند آلتاسین و سپس گوگل، مفهوم بهینهسازی (SEO) متولد شد. ظهور شبکههای اجتماعی مانند مایاسپیس و فیسبوک در دهههای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰، شیوه تعامل برندها با مشتریان را کاملاً دگرگون کرد و عنصر «تعامل مستقیم» را به بازی افزود. امروزه، ما در دوران «مارکتینگ شخصیسازیشده» و «هوش مصنوعی» زندگی میکنیم؛ جایی که الگوریتمها تصمیم میگیرند چه محتوایی در چه زمانی به دست چه کسی برسد.
تجربه ما: در اوایل کار مجله چیتا، تکیه اصلی ما بر کانالهای سنتیتر بود. اما به محض اینکه تحلیل کردیم ترافیک ورودی ما عمدتاً از طریق جستجو و شبکههای اجتماعی است، متوجه شدیم که تمرکز بر SEO و تولید محتوای ارزشمند، ده برابر اثربخشتر از تبلیغات کاغذی یا بنرهای سنتی است. این تحول نشان داد که پول همیشه دنبال بیشترین بازدهی میگردد، و آن بازدهی امروز در فضای دیجیتال نهفته است.
تفاوت دیجیتال مارکتینگ با بازاریابی سنتی در چیست؟
اغلب این سوال مطرح میشود که اگر هدف هر دو بازاریابی، فروش است، تفاوت بنیادین این دو در کجاست؟ تفاوت اصلی در نحوه تعامل، اندازهگیری و هزینه است. بازاریابی سنتی (مانند تبلیغات تلویزیونی، رادیویی، مجلات چاپی و بیلبوردها) یک ارتباط یکطرفه و عمومی است. اما دیجیتال مارکتینگ یک گفتگوی دوطرفه، هدفمند و قابل سنجش است.
| ویژگی | بازاریابی سنتی | دیجیتال مارکتینگ |
|---|---|---|
| کانال ارتباطی | غیردیجیتال (رادیو، تلویزیون، چاپ) | دیجیتال (وبسایت، ایمیل، شبکههای اجتماعی، موتورهای جستجو) |
| قابلیت اندازهگیری | پایین (تخمین زده میشود) | بالا (دقیق و لحظهای) |
| شخصیسازی | بسیار کم (پیام عمومی) | بسیار بالا (هدفگذاری بر اساس رفتار کاربر) |
| هزینه شروع | بالا (نیاز به بودجه کلان) | کم (امکان شروع با بودجههای کوچک) |
| تعامل و بازخورد | یکطرفه و کند | دو طرفه و لحظهای |
چرا دیجیتال مارکتینگ برای بقای کسب و کار شما ضروری است؟
امروزه دیجیتال مارکتینگ دیگر یک مزیت رقابتی نیست، بلکه یک شرط لازم برای حضور در میدان است. چهار دلیل اصلی وجود دارد که چرا هیچ کسبوکاری، صرف نظر از اندازه یا صنعت، نمیتواند از آن چشمپوشی کند:
دسترسی جهانی و حذف محدودیتهای جغرافیایی
وقتی شما یک کسبوکار سنتی دارید، مشتریان شما محدود به شعاع مشخصی از محل فیزیکی فروشگاه یا دفتر شما هستند. اما با دیجیتال مارکتینگ، مرزها از بین میروند. یک فروشگاه کوچک صنایع دستی در اصفهان میتواند با ابزارهای دیجیتال، محصول خود را به مشتریانی در اروپا یا آمریکا بفروشد.
- گسترش بازار: امکان خدمترسانی به بازارهای جدید که قبلاً دسترسی به آنها غیرممکن بود.
- ۲۴/۷ بودن: فعالیتهای دیجیتال مارکتینگ شما شبانهروزی و در تمام طول هفته فعال هستند، حتی زمانی که خواب هستید.
قابلیت اندازهگیری و بازگشت سرمایه دقیق
یکی از بزرگترین نقاط ضعف بازاریابی سنتی این است که دانستن اینکه دقیقاً کدام ۱۰۰ میلیون تومان از بودجه تبلیغاتی شما فروش ایجاد کرده، تقریباً غیرممکن است. اما در دیجیتال مارکتینگ، همه چیز قابل ردیابی است. از تعداد کلیکها (Clicks) و نرخ تبدیل (Conversion Rate) تا هزینه جذب مشتری (Customer Acquisition Cost – CAC) و بازگشت سرمایه (Return on Investment – ROI).
بر اساس گزارشهای اخیر، شرکتهایی که رویکرد دادهمحور را در استراتژیهای بازاریابی خود اعمال میکنند، نرخ بازگشت سرمایه (ROI) بالاتری نسبت به رقبای خود دارند. شما دقیقاً میدانید هر ریال کجا هزینه شده و چه نتیجهای در پی داشته است.
شخصیسازی تجربه مشتری (Hyper-personalization)
در دنیای امروز، مصرفکنندگان انتظار دارند که برندها آنها را بشناسند. بازاریابی سنتی مجبور بود با همه به یک زبان صحبت کند. اما ابزارهای دیجیتال به ما اجازه میدهند که پیامهایمان را بر اساس سن، جنسیت، موقعیت مکانی، علایق، سابقه خرید و حتی رفتار اخیر کاربر تنظیم کنیم. این شخصیسازی، نرخ تعامل و تبدیل را به شدت افزایش میدهد.
کاهش هزینهها و فرصت برابر رقابتی
برای یک کسبوکار کوچک، خرید یک بیلبورد در بزرگراه یا یک اسلات تبلیغاتی در تلویزیون ممکن است کاملاً غیرممکن باشد. اما در فضای دیجیتال، یک استارتآپ کوچک میتواند با ایجاد محتوای عالی و بهینهسازی هدفمند، در صفحات نتایج گوگل در کنار بزرگترین برندها قرار گیرد. این دموکراسی در بازاریابی، یکی از دلایل اصلی رشد انفجاری کسبوکارهای کوچک و متوسط (SMEs) است.
ابزارهای اصلی در جعبه ابزار دیجیتال مارکتینگ
دیجیتال مارکتینگ یک رشته واحد نیست، بلکه مجموعهای از تخصصها و کانالها است که برای رسیدن به اهداف کسبوکار با هم کار میکنند. شناخت این اجزا برای طراحی یک استراتژی جامع حیاتی است:
بهینهسازی برای موتورهای جستجو (SEO): شریان حیاتی ترافیک ارگانیک
SEO (Search Engine Optimization) فرآیند بهبود کیفیت و کمیت ترافیک وبسایت از طریق نتایج جستجوی غیر پولی (ارگانیک) است. وقتی کاربر در گوگل یا بینگ جستجو میکند، شما میخواهید وبسایتتان در بالاترین رتبهها ظاهر شود.
اجزای حیاتی SEO:
- SEO فنی (Technical SEO): اطمینان از اینکه وبسایت شما ساختاری دارد که رباتهای موتور جستجو به راحتی میتوانند آن را خزش (Crawl) و ایندکس (Index) کنند (مثل سرعت بارگذاری، سازگاری با موبایل).
- SEO داخلی (On-Page SEO): بهینهسازی محتوای درون صفحه، شامل استفاده از کلمات کلیدی مناسب در عنوانها، توضیحات متا و ساختار محتوایی (مانند تگهای H).
- SEO خارجی (Off-Page SEO): اقداماتی که در خارج از وبسایت انجام میشود تا رتبه شما بهبود یابد، مهمترین آنها لینکسازی (Backlinks) از سایتهای معتبر دیگر است که به گوگل نشان میدهد شما یک منبع معتبر هستید.
بازاریابی محتوایی (Content Marketing): پادشاهی که اعتماد میسازد
بازاریابی محتوایی خلق و توزیع محتوای ارزشمند، مرتبط و منسجم برای جذب و حفظ مخاطبی مشخص و در نهایت ترغیب آنها به انجام عمل سودآور است. این محتوا میتواند شامل بلاگپستها، ویدیوها، اینفوگرافیکها، پادکستها یا وایتپیپرها باشد.
قانون طلایی: به جای اینکه مستقیم محصولتان را بفروشید، ابتدا مشکل مشتری را حل کنید و به او ارزش اضافه ارائه دهید. وقتی اعتماد ایجاد شد، فروش به صورت طبیعی اتفاق میافتد.
بازاریابی شبکههای اجتماعی (SMM): تعامل و جامعهسازی
SMM (Social Media Marketing) شامل ایجاد محتوا و تبلیغات هدفمند در پلتفرمهایی مانند اینستاگرام، لینکدین، توییتر و فیسبوک است. این کانالها نه تنها برای افزایش آگاهی از برند عالی هستند، بلکه فضایی برای گوش دادن به صدای مشتری، مدیریت بحران و ایجاد یک جامعه وفادار فراهم میکنند.
در تجربه چندین سالهام در مدیریت کمپینهای مختلف، دیدهام که موفقیت در شبکههای اجتماعی کمتر به تعداد دنبالکنندگان و بیشتر به نرخ تعامل (Engagement Rate) بستگی دارد. بهتر است ۱۰۰۰ دنبالکننده فعال داشته باشید تا ۱۰۰ هزار دنبالکننده خاموش.
بازاریابی موتورهای جستجو (SEM و PPC): شتابدهنده رشد
بازاریابی موتورهای جستجو (SEM) یک چتر بزرگتر است که شامل SEO و همچنین تبلیغات پرداخت به ازای کلیک (PPC) میشود. PPC به شما این امکان را میدهد که در ازای پرداخت هزینه، در بالاترین قسمت نتایج جستجو ظاهر شوید (مانند تبلیغات گوگل ادز).
مزایای PPC:
- سرعت بالا: نتایج را تقریباً بلافاصله پس از شروع کمپین مشاهده میکنید.
- هدفگذاری دقیق: میتوانید تبلیغات خود را بر اساس کلمات کلیدی، موقعیت مکانی، زمان روز و حتی نوع دستگاه کاربر هدف قرار دهید.
- کنترل بودجه: شما کنترل کاملی بر میزان هزینهای که میخواهید بپردازید، دارید.
ایمیل مارکتینگ: کانالی با بالاترین نرخ بازگشت سرمایه
بر خلاف تصور عمومی، ایمیل مارکتینگ نه تنها نمرده، بلکه یکی از قدرتمندترین ابزارهای دیجیتال مارکتینگ است. نرخ بازگشت سرمایه (ROI) برای ایمیل مارکتینگ اغلب از سایر کانالها بالاتر است، زیرا شما با مخاطبانی در ارتباط هستید که قبلاً اجازه دادهاند به صندوق پستی آنها وارد شوید (مخاطبان گرم).
بهترین روشهای ایمیل مارکتینگ:
- تقسیمبندی لیست (Segmentation): مخاطبان را بر اساس علایق، سابقه خرید یا مرحلهای که در قیف فروش هستند، تقسیم کنید.
- شخصیسازی: ایمیلها را با نام مخاطب شروع کنید و محتوا را بر اساس تعاملات قبلی تنظیم کنید.
- تست A/B: همیشه عنوان، محتوا و فراخوان به عمل (CTA) ایمیلهای خود را تست کنید تا ببینید کدام یک بهترین عملکرد را دارند.
- طراحی ریسپانسیو: اطمینان حاصل کنید که ایمیلها در دستگاههای موبایل به درستی نمایش داده میشوند.
طراحی یک استراتژی دیجیتال مارکتینگ موفق
داشتن ابزارهای مختلف بدون یک نقشه راه مشخص، شبیه رانندگی در تاریکی است. یک استراتژی موفق نیازمند برنامهریزی دقیق، درک مخاطب و تحلیل مداوم است.
فاز اول: شناخت مخاطب و تعیین اهداف (پرسونای خریدار)
شما نمیتوانید با همه صحبت کنید. باید بدانید به چه کسی میفروشید. اینجاست که مفهوم «پرسونای خریدار» وارد میشود. پرسونای خریدار یک نمایش نیمهتخیلی از مشتری ایدهآل شما است که بر اساس دادههای بازار و اطلاعات واقعی درباره مشتریان موجود شما شکل گرفته است.
- چه کسی هستند؟ (سن، شغل، درآمد، مکان)
- چه چیزی آنها را درگیر میکند؟ (اهداف، آرزوها، چالشها)
- چگونه محصول یا خدمات شما میتواند مشکلات آنها را حل کند؟ (ارزش پیشنهادی)
- کجا وقت میگذرانند؟ (کدام شبکههای اجتماعی، کدام وبسایتها)
پس از تعریف پرسونای خریدار، اهداف خود را بر اساس چارچوب SMART تعیین کنید (مشخص، قابل اندازهگیری، قابل دستیابی، مرتبط، دارای محدودیت زمانی). به عنوان مثال، هدف شما نباید «افزایش فروش» باشد، بلکه باید «افزایش نرخ تبدیل لید به مشتری به میزان ۲۰% در سه ماه آینده» باشد.
فاز دوم: انتخاب کانالهای مناسب (بر اساس مدل کسب و کار)
همه کانالها برای همه کسبوکارها مناسب نیستند. یک کسبوکار B2B (تجارت به تجارت) احتمالاً باید تمرکز بیشتری بر لینکدین و بازاریابی محتوایی عمیق (White Papers) داشته باشد، در حالی که یک برند پوشاک B2C (تجارت به مصرفکننده) به اینستاگرام، تیکتاک و تبلیغات بصری قوی در گوگل نیاز دارد.
نقش قیف بازاریابی در انتخاب کانال
استراتژی شما باید مراحل قیف بازاریابی (آگاهی، توجه، تصمیم و عمل) را پوشش دهد:
- آگاهی (Awareness): محتوای بلاگ، سئو، تبلیغات گسترده در شبکههای اجتماعی برای اولین بار دیده شدن.
- توجه (Consideration): ایمیل مارکتینگ، وبینارها، راهنماهای جامع که مخاطب را متقاعد میکند شما بهترین راهحل هستید.
- تصمیم (Decision): صفحات محصول، توصیهنامههای مشتریان (Testimonials)، و کمپینهای PPC که منجر به خرید میشوند.
فاز سوم: تحلیل و بهینهسازی مداوم (آزمون A/B و دادهمحوری)
زیبایی دیجیتال مارکتینگ در این است که هیچ چیز قطعی نیست و همه چیز قابل بهبود است. استراتژی شما یک سند زنده است که باید به طور مداوم بر اساس دادههای واقعی تنظیم شود. ابزارهایی مانند گوگل آنالیتیکس و داشبوردهای شبکههای اجتماعی برای این کار ضروری هستند.
یکی از چالشهای رایج که مشتریان ما با آن روبرو هستند، ترس از شکست در آزمایشها است. در حقیقت، هر دادهای که از آزمون A/B (تست دو نسخه مختلف از یک المان برای دیدن عملکرد بهتر) به دست میآید، یک برد است؛ حتی اگر نتیجه تست منفی باشد. این داده به شما میگوید که چه مسیری را نباید طی کنید.
مراحل تحلیل و بهینهسازی:
- ردیابی دقیق: تعیین معیارهای عملکرد کلیدی (KPIs) برای هر کانال.
- گزارشگیری ماهانه: بررسی نرخ تبدیل، نرخ کلیک و CAC.
- آزمون مداوم: تغییر کوچک در عنوان، تصویر یا فراخوان به عمل برای یافتن بهترین ترکیب.
اعتماد به حس ششم در بازاریابی سنتی ممکن بود قابل قبول باشد، اما در دیجیتال مارکتینگ، اگر دادهای برای حمایت از یک فرضیه نداشته باشید، فرضیه شما فاقد اعتبار است. دادهها، تنها زبان معتبر در این حوزه هستند.
چالشهای رایج و کلیدهای موفقیت در عصر جدید
در حالی که دیجیتال مارکتینگ فرصتهای بیشماری فراهم میکند، چالشهایی نیز وجود دارد که استراتژیستها باید به آنها توجه کنند:
نیاز به تخصصهای چندگانه و یکپارچگی
امروزه، یک نفر نمیتواند متخصص SEO، طراح وبسایت، استراتژیست محتوا و کارشناس شبکههای اجتماعی باشد. موفقیت نیازمند تیمی از متخصصان است که استراتژیهای خود را با هم هماهنگ کنند. به عنوان مثال، محتوای بلاگ (SEO) باید از طریق ایمیل مارکتینگ توزیع شود و در شبکههای اجتماعی تبلیغ گردد.
حفظ حریم خصوصی و اعتماد کاربر
با افزایش قوانین حریم خصوصی (مانند GDPR و مقررات جدید اپل در مورد ردیابی کاربر)، جمعآوری و استفاده از دادهها سختتر شده است. کسبوکارهایی موفق خواهند بود که شفافیت کامل داشته باشند و به جای تکیه بر کوکیهای شخص ثالث، بر جمعآوری دادههای شخص اول از طریق محتوای ارزشمند و تعامل مستقیم تمرکز کنند.
اهمیت ویدئو و محتوای صوتی
الگوریتمهای جدید به وضوح نشان میدهند که محتوای ویدیویی و صوتی (پادکستها) بسیار بیشتر از متن خام مورد توجه قرار میگیرند. کسبوکارها باید سرمایهگذاری در یوتیوب، اینستاگرام ریلز، و پادکستها را در اولویت قرار دهند تا در این موج جدید عقب نمانند.
نتیجهگیری
دیجیتال مارکتینگ دیگر یک «بخش» از کسبوکار نیست؛ بلکه رویکردی است که نحوه کار کل سازمان را تعریف میکند. این فرآیند حیاتی، با تمرکز بر دادهمحوری، شخصیسازی و تعامل دوطرفه، به هر کسبوکاری، صرف نظر از مقیاس، این قدرت را میدهد که به صورت جهانی دیده شود، با دقت هدفگیری کند و بازگشت سرمایه خود را با جزئیترین دقت اندازهگیری نماید. بقا در بازار رقابتی امروز منوط به مهاجرت کامل از منطق سنتی به منطق دیجیتال است.
اگر هدف شما رشد پایدار است، زمان آن رسیده که اولین گام را بردارید. به جای اینکه منتظر معجزه باشید، همین امروز، یک کمپین کوچک آزمایشی در یکی از کانالهای دیجیتال (مثلاً بازاریابی محتوایی با یک بلاگ پست عالی) راهاندازی کنید. شروع کنید، تحلیل کنید، و یاد بگیرید. دنیای دیجیتال منتظر تصمیمگیریهای بزرگ و ناگهانی نیست، بلکه منتظر اقدامات کوچک و مداوم شماست.
سوالات متداول درباره دیجیتال مارکتینگ چیست و چرا برای رشد هر کسب و کاری در عصر حاضر ضروری است؟
آیا دیجیتال مارکتینگ فقط برای کسبوکارهای آنلاین مناسب است؟
خیر. حتی کسبوکارهایی که کاملاً فیزیکی هستند (مانند رستورانها، دندانپزشکیها یا فروشگاههای محلی) به شدت به دیجیتال مارکتینگ نیاز دارند. آنها از کانالهای دیجیتال برای جذب مشتری محلی (Local SEO)، مدیریت اعتبار آنلاین (نظرات گوگل و شبکههای اجتماعی) و اجرای تبلیغات هدفمند جغرافیایی استفاده میکنند. اکثر تصمیمات خرید فیزیکی، ابتدا با یک جستجوی آنلاین آغاز میشوند.
چقدر زمان میبرد تا نتایج دیجیتال مارکتینگ را مشاهده کنیم؟
مدت زمان مشاهده نتایج به کانال انتخابی بستگی دارد. کمپینهای تبلیغات پولی (PPC/SEM) میتوانند نتایج فوری (در عرض چند ساعت یا چند روز) ایجاد کنند. اما کانالهای ارگانیک مانند SEO و بازاریابی محتوایی نیازمند زمان بیشتری هستند و معمولاً ۶ تا ۱۲ ماه طول میکشد تا تأثیر قابل توجهی در ترافیک و رتبه شما مشاهده شود. با این حال، نتایج ارگانیک در طولانی مدت پایدارتر و با کیفیتتر هستند.
بودجه مناسب برای شروع دیجیتال مارکتینگ چقدر است؟
یکی از مزایای اصلی دیجیتال مارکتینگ، انعطافپذیری بودجه است. شما میتوانید با بودجههای بسیار کوچک (حتی زیر ۱ میلیون تومان) شروع کنید، به ویژه اگر بر روی کانالهای محتوایی و SEO تمرکز کنید که عمدتاً نیازمند زمان و نیروی انسانی هستند تا پول. با این حال، برای مشاهده نتایج سریع در تبلیغات پولی، توصیه میشود بودجهای را در نظر بگیرید که برای حداقل ۱ تا ۳ ماه تست و یادگیری کافی باشد.
چگونه بفهمم کدام کانال دیجیتال مارکتینگ برای کسبوکار من بهترین است؟
بهترین کانال، کانالی است که مخاطب هدف شما بیشترین زمان خود را در آن میگذراند و با پرسونای خریدار شما همخوانی دارد. اگر مخاطبان شما متخصصان یا صاحبان کسبوکار هستند، لینکدین و محتوای بلاگ عمیق مناسبتر است. اگر مخاطبان جوان و بصری هستند، اینستاگرام و تیکتاک اولویت دارند. همچنین باید با بودجه و توانایی تولید محتوای خود تناسب داشته باشد؛ شروع با ۲-۳ کانال کلیدی بهتر از پراکندگی در ۱۰ کانال است.